سربازامام







آذر 1393
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          


این جا وبلاگ یک طلبه ی نا چیزه.هر مطلبی که به نظرم به درد می خوره' برای دوستان عزیزم به اشتراک میذارم.حتما نظر خود را بنویسید.


جستجو




پیام ...

بنا ای دل  که در نای زمان,فریاد را کشتند. بهین اموزگار مکتب ارشاد را  کشتند.اساتید جهان بایدبه سوگ علم بنشینند, که در دانشگه هستی,بزرگ.استاد را کشتند

موضوعات: حماسه  لینک ثابت
[سه شنبه 1393-09-04] [ 12:43:00 ق.ظ ]

ایا می دا نید: ...

هروز قبل از طلوع خورشیدهمه حیوانات سکوت سر داده  تا صدای النفخ  فی الصور را بشنوند.   ایا میدانید : بعد از فوت شخص تنها قسمت چپ مغز زنده می ماند.وتمام گذشته ی خود را به صورت یک خواب مرور می کند. ایا میدانید پس از مرگ تنها عضوی که تا سه روز زنده است گوش است. به همین علت  هنگام مرگ تلقین خوانده می شود. ایا میدانید :پس از فوت شخص  رشد موها تا چندین ماه متوقف  نمیشود.        سبحان الله

موضوعات: حماسه  لینک ثابت
 [ 12:38:00 ق.ظ ]

تو کجایی سهراب? ...

خانه ی دوست فرو ریخت سرم!   ارزویم رادستی  دزدید. ابرویم را حرفی له کرد. ماندم عشق کجا مدفون شد, به چع جرمی غزلم را خواندن?به چه حقی همه را سوزاندن?گله دارم سهراب……………  دل من سخت گرفته است بگو…… هوس ادمها……….. تا کجا قلب مرا می کوبد. تا کجا باید رفت تاز چشمان سیاه  مخفی شد?دوست دارم بروم, اینهمه خاطره را از دل من بردارید عشق رذ جای خودش بگذارید بگذارید به این خوش باشم……. که به قول سهراب:پشت دریا شهریست که در ان هیچکسی تنها نیست عشق بازیچه ی ادم ها نیست.زندگی عرصه ی ماتم ها نیست…………….

موضوعات: حماسه  لینک ثابت
 [ 12:28:00 ق.ظ ]

دخترک ..... میچرخد. ونعره میزند. از گوشه ...

دخترک از میان جمعیتی که ساکت وبی تفاوت  شاهد اجرای تعزیه اند رد میشوند…..عروسک وقمقمه اش را محکم زیر بغل میگیرد…….. شمر با هیبتی خشن,همانطور که دور امام حسین(ع)  میچرخد.ونعره  میزند. ,از گوشه چشم دخترک را می پاید. او با قدم های کوچکش از بالای تعزیه  بالا میرود از مقابل شمر میگذرد. مقابل امام  میایستد به لب های سفید شده اش زل میزند قمقمه اش را مقابل او می گیرد. وشمشیر از دست شمر می افتد…….. و رجز خوانی اش قطع میشود. دخترک می گوید بخور برای تو اوردم. وبر می گردد. روبروی شمر که حا ل   زانو زده میایستد.مردمک دختر زیر لایه ی براق  اشک میلرزد. توی چشمهای شمر نگا ه میکند وبا بغض میگوید                      بابادیگه دوست   ندارم…………….. صدای هق هق گریه ی مردم فضا را پر میکند.

موضوعات: حماسه  لینک ثابت
 [ 12:16:00 ق.ظ ]